الشيخ علي اكبر النهاوندي

52

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )

قاضى ميبدى در شرح ديوان مرتضوى اين را نقل نموده است . قسم هفتم : معتقدهء جمهور اهل سنّت و جماعت است كه مىگويند : ما مهدى را انكار نداريم و اين‌كه او از اولاد فاطمه است و اين‌كه او زمين را پر از عدل و داد مىنمايد و لكن مىگوييم ؛ او هنوز وجود پيدا نكرده و متولّد نشده ، بلكه او آخر الزمان و هنگام خروج دجّال ، موجود و متولّد گردد . اين طايفه آن‌را كه اماميّه مهدى مىنامند ، نفى مىكنند ، به ايشان سخريّه و استهزا مىنمايند و اين دعوى را كه او متولّد شده و الان در قيد حيات و غايب از انظار است ، از خرافات و جهالات اماميّه مىشمارند ، بلكه در منظوم و منشور خود ، به جهت اين دعوى به ايشان عيب گيرند و هجو كنند . [ گفتار محدّث نورى ] در نجم ثاقب « 1 » در مقام جواب اعتقاد ايشان ، چنين فرموده : لازمهء اين جماعت ، با اقرار و اعتراف ، بلكه اجماع جميع ايشان بر اخبار رسول خدا ، بر خروج فرزندى از آن جناب ، در آخر الزمان كه او را مهدى مىگويند و اعتراف به اين‌كه شخص او را معيّن نفرمود ، چنين افتاده كه جايز باشد هر سيّد حسينى داراى اوصاف كه پيغمبر فرموده ، اگر مانعى در ميان نباشد ، همان مهدى موعود باشد . پس باوجوداين امكان و تجويز ، اين طايفه راهى براى نفى مهدويّت كسى كه اماميّه مطابق اوصاف وارده از حضرت پيغمبر در حقّش ، او را مهدى مىدانند ، ندارند و به نصّ و معجزه ، علم قطعى بر تطبيق آن اوصاف بر آن حضرت حاصل نموده‌اند ، مگر عدم علم و پاره‌اى از شبهات كه ايشان را از اعتراف و قبول بازداشته . امّا عدم علم ايشان ، منافاتى با علم ديگران ندارد . نهايت اين است كه ايشان از اماميّه دليل طلب كنند كه راه علم شما به امامت و مهدويّت محمد بن الحسن العسكرى عليهما السّلام چيست ؟ و اگر طلب چنين دليلى نمايند ، اماميّه گويند : به هر قسم كه

--> ( 1 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 1 ، ص 306 .